كلاس مردگان

اثر: تادوژ كانتور

ترجمه و نگارش: امين زرگريان 

the dead class.JPG

“كلاس مردگان” درباره عدم امكان بازگشت به گذشته و كودكی انسان روايت ميكند. اين نمايش تا بحال بيش از ١٥٠٠ بار در بسياری از كشورهای جهان اجرا شده، و در ١٩٧٦ توسط مجله ی نيوزويك بعنوان بهترين اثر نمايشی در جهان شناخته شد. 

كانتور در گفتگوی ١٩٧٨ خود با ترزا بتكوفسكا، پس از اجرای زنده ی نمايش و درگير كردن بيننده در طول اجرا با محتوای نمايش، اينگونه هدف خود را بازگو ميكند:

“به نظرم اثر هنری بايد در فضای بسته اجرا شود، بخصوص اگر قرار است حس هيجان و حيرت را در بيننده برانگيزد. اين نوع نمايش، بيننده را مجبور ميكند كه حس كنند در سايه ی هرمی عظيم ايستاده اند، كه در واقع در دسترس نيست اما اثر شگرفی دارد، اگر نخواهيم بگوييم اثر آن متافيزيكی است. اگرچه اين هرم، امواج بخصوصی را به سوی افکار بیننده ساطع ميكند. كلاس مردگان كاری بسته است، چرا كه ايده ی تئاتر باز مدت های پيش از میان رفته است.”

هنرمند اين بسته بودن را با دورچين كردن و جدا كردن سن از بيننده القا ميكند: او سن را بوسيله ی طناب از بيننده جدا ميكند، و گوشه های اصطلاحا چوبی ايجاد ميكند. خود او در سمت بازيگران می ايستد. 

ميزهای چوبی كهنه به سبك ميزهای مدرسه، يكی از المان های بارز صحنه نگاری تئاتر كانتور است، كه هميشه قبل از هر وسيله ی ديگری سر تمرين تئاتر حاضر بوده اند. 

كانتور نقش بسيار مهمی به مانكن ها ميداد؛ بخصوص كه در نمايش های مختلف از آنها استفاده كرده بود. اما تمام شوك هنری اين مانكن ها در نمايش كلاس مردگان در برابر چشم بيننده به منصه ی ظهور رسيده بودند. مانكن ها مثل مجسمه های مومی موزه بودند و آنطور كه كانتور اشاره کرده بود، چهره ای از “معامله ای زننده” و “پيامی از مرگ” را به بيننده نشان ميدادند. 

20.01.1988 Krakow n/z Tadeusz Kantor - rezyser 
fot. Wlodzimierz Wasyluk

جَن كيوسوويگز اينطور مينويسد: 

با توجه به محتوای نمايش، مانكن ها در وضعيت مرزی قرار داشتند، درست بين اشيا و بازيگر. عروسك انسان نما جزو اشيا به شمار ميرود، اما به هر حال شبيه هنرپيشه هاست، و افكار متفاوت متافيزيكی را در مقايسه با، مثلا مبلمان، با ذهن انسان متبادر ميكند. 

شخصيت های اصلي نمايش، مردان سالمندی هستند كه پس از سال ها به ميزهای مدرسه شان بازميگردند، در حاليكه با خود كوله پشتی و مانكن هايی را حمل ميكنند، كه نمايانگر كودكی اين مردان سالمندند. آغاز نمايش با تكرار اعصاب خوردكن موزيك فرانسوا والتز نمايش داده ميشود. كلاس درس به پايان ميرسد، شاگردان بزرگسال عكس العمل های طبيعی شان را نشان می دهند: مي خندند، گريه ميكنند، يكديگر را هل ميدهند. تصاويری كه از كلاس نشان داده ميشوند با بخش های مهمي از تاريخ در آميخته اند: ارجاعی به آغاز جنگ جهانی اول و بخش هايی از نمايش ويتكاسی (تومور برينوويكز):

“كانتور، در درسی كه از كلاس مردگان به ما ميدهد، تراژدی تاريخی يهوديان را به تصوير ميشكد كه در خاك لهستان در طول آخرين جنگ رخ داد. مانكن ها در آتش انداخته ميشوند و اين خود نشانگر نابودی يك ملت است. توپی فلزی درون تخت خواب بچه ای مدام ميلرزد و لق لق ميكند؛ تختی كه بايد صدای نوزاد از آن شنيده شود.”

اين جملات را زيگمونت گرن در ١٩٧٧ نوشته است. جدای از اشارات تاريخی، كلاس مردگان به ما يادآوری ميكند كه بازگشت به گذشته، بخصوص كودكی، محال است – احتمالا اين همان چيزی است كه بينندگان بسياری را از سرتاسر جهان مسحور اين نمايش كرده است. 

متن بالا برگردان فارسی نوشته ايست از كارولينا چرسكا، دسامبر ٢٠١٤

نمايش كلاس مردگان با كيفيت معمولی در يوتيوب به زبان اصلی و زير نويس انگليسی قابل دسترس است. در قسمت دوم و در واقع قسمت آخر معرفی نمايش كلاس مردگان، به برداشت های شخصی خودم درباره ی اين نمايش اشاره خواهم كرد و آنها را با شما در ميان خواهم گذاشت.